هومــــــــــان  جووونمهومــــــــــان جووونم، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه سن داره

هومـــــــــــان عزیزم

دومین دیدار من از نی نی جوووووووونم.....

سلام  سلااااااااام نی نی عشق مامان .... امروز رفته بودم برای دومین بار چکاب و سونو پیش خانم دکتر بنافتی که قراره شما عشقمو دنیا بیاره..... وای خیلی بیقرار بودم تا برم داخل اتاق خانم دکترو یه استرسی افتاده بود به جونم... کلانم من 4 روز زودتر از نوبتم اومده بودم برای همین یه 3 ساعتی معطل شدم تا برم داخل... خلاصه با خانم دکتر روبرو شدم بعد از خوش و بش پرسید مشکلی ندارم؟؟!!! منم گفتم خداروشکر نه!!! گفت پس بیا سونو..... بعد رفتم و رو تخت خوابیدمو و منتظر شدم که خانم دکتر اومد و وااااااااااااااای چه لحظه ناززززززززززززززی بود نی نی من بزرگتر شده بود....  قلبه فسقلشم توپ توپ میزد  گفتم میتونم صدای ق...
19 مهر 1391

2 ماه و 5روزگی

سلام سلااااام نی نی مامان و بابا fafa..... الهی قربونت بره مامانی... آخ که این انتظار چه قد سخته جوجوکه مامان..... امروز رفته بودم خونه دایی فرهادو کلی با رادوین بازی کردیم خاله پری همش میگف آخ کی میشه خشی(بهت میگه خشایار) دنیا بیاد من مثه رادوین بچلونمش وبخوابونمشو..... عشقه مامان وااای که همه بیقرار اومدنتن.... شب جمعه(6/7/91) که خونه مهری جون بودیم همه عمه های بابایی که از بچه گی همه عمه فدا بودن واسه بابا fafa مخصوصا عمه مهناز کلی خوشحال شدن ..... میگفتن عمه خانم شدیم دیگه.... عمه مهنازم همش میگف کلی پیرهن حاملگی برات دیدم بیا زودتر بدوزم برات مامانی شبا خوب نمیتونه بخوابه یه جورایی بیقرارم ایشاللا ای 7 ما...
9 مهر 1391
1